مير حسين موسوي با صدور بيانيه نهم خود بار ديگر در مقابل آراي
اكثريت ملت ايستاد و حاضر نشد به راي مردم و قانون تمكين كند. وي خبر داد:
شكايت خود را با تشكيل جمعيتي در محاكم قضايي پيگيري مي كنم.
موسوي در اين بيانيه از تصميم خود به
تشكيل حزب و جمعيت خبر داده و يادآور شده است: گروهي از نخبگان بر سر
آنند كه گرد هم آيند و با تشكيل جمعيتي قانوني صيانت از حقوق و آراي
پايمال شده مردم در انتخابات گذشته را از طريق انتشار مدارك و اسناد
تقلبها و تخلفهاي انجام گرفته و نيز رجوع به محاكم قضايي پيگيري كنند و
نتايج آن را مستمرا به اطلاع عموم مردم برسانند.اينجانب نيزبه اين جمع
ميپيوندم.
موسوي توضيح نداده وقتي داوري متشكل از شش نفر فقيه و مجتهد جامع
الشرايط مورد تاييدامام و رهبري و شش نفر حقوقدان مورد تاييد نمايندگان
مردم در شوراي نگهبان قانون اساسي را نمي پذيرد و قادر نيست براي ادعاهاي
خود سند و مدرك ارايه كند، چگونه حاضر است باز هم به محكمه ديگري رجوع كند
و اگر رجوع كرد و آن محكمه هم استبداد راي موسوي را نپذيرفت، آنگاه تا كي
مي خواهد اين دور و تسلسل تاريخي را ادامه دهد.
با توجه به راي اكثريت ملت به محمود احمدي نژاد و صبر و حوصله شوراي
نگهبان در صيانت واقعي از آراي مردم و بازشماري تصادفي ده درصد آرا كه
نتيجه اعلام شده را بار ديگر تاييد كرد، انتظار مي رفت كه مير حسين موسوي
با مردم همراه شود و به قانون و راي مردم تمكين كند كه باز هم چنين
نكرد.البته اينكه موسوي راي مردم را نپذيرد تاثيري در مشروعيت مردمي نظام
نخواهد داشت.قطار پيشرفت انقلاب بسرعت در حال حركت است و هر كس همراه
نباشد جا خواهد ماند.
افكار عمومي مردم شاهد بودند كه موسوي حاضر نشد حتي نمايندگاني براي
بازشماري تصادفي آرا معرفي كند تا مبادا مسئوليت حوادث تلخ وخونين كه بر
عهده او قرار داشت، بيش از پيش آشكار شود. وي در اهانت آشكار به مردم
اقدامات موثر شوراي نگهبان در اقناع افكار عمومي را نمايشي دانسته و
همچنان بر طبل توخالي تخلف و تقلب نواخته است. آقاي موسوي بايد بپذيرد كه
مردم گرايش او را نپذيرفتند. وي نوشته است: شوراي نگهبان، پس از
نمايشهايي كه توجه هيچكس را جلب نكرد، و با چشم بستن بر روي انبوه
تقلبها و تخلفهاي صورت گرفته، سرانجام نتايج دهمين دورة انتخابات رياست
جمهوري را تاييد كرد. مير حسين موسوي كه بايستي جوابگوي خون هاي ريخته شده و حوادث ناگوار
و تلخ هفته هاي اخير باشد، در يك فرافكني آشكار نوشته است: جشنوارهاي كه
تجديد حيات ملت ما را مژده ميداد با تقلب و تخلف از عهدهاي اسلام و
انقلاب با ناگوارترين صحنهها به پايان رسيد؛ با حمله به خوابگاه
دانشجويان، با خونهاي ريخته شده، جوانان كتك خورده و مورد اهانت قرار
گرفته، صدا و سيماي از انظار جامعه افتاده، قلمهاي شكسته، روزنامههاي
بسته، با فضاي امنيتي كودتاگونه و بياعتمادي تلخ و گستردة مردم نسبت به
نتايج اعلام شده براي انتخابات و دولت ناشي از آن. به زودي گرماي حادثه
فرو مينشيند و دستاندركاران اين ماجرا با صورتحساب بلندبالاي اشتباهات
خود روبرو ميشوند. آيا آنان از تحميل آنچه روي داد سود بردند؟ همگان
بخوبي مي دانند اگر موسوي اصرار بر اجتماعات غير قانوني و تشنج آفرين
نداشت، امروز پايان آن حوادث را اينگونه تلخ ارزيابي نمي كرد.
موسوي كه حاضر نيست به قانون اساسي، انديشه امام در باره شوراي
نگهبان پايبند باشد،افزوده است: به قانون بازگرديم؛ به قانون اساسي، اين
بزرگترين ميثاق ملت. به قوانيني كه خود وضع كردهايم پايبند بمانيم و آنها
را اجرا كنيم. بدون اين كار سنگ روي سنگ بند نخواهد ماند.
موسوي توضيح نمي دهد اين قانوني كه او از آن دم مي زند آيا شوراي نگهبان مورد تاييد امام و رهبري را برسميت شناخته است.
وي كه خسارت هاي بي شماري در اثر خواسته شخصي اش متوجه مردم شده وخون
بيگناهاني را ريخته و اموال بيت المال را به تاراج داده بود، همچنان معترض
باقي مانده و يادآور شده است: تمامي تلاشهايي كه اين روزها صورت ميگيرد
براي آن است كه از ثمربخش بودن اعتراضات قانوني خود نااميد شويد، زيرا تا
ما نااميد نشويم اين دولت از اعتبار واقعي برخوردار نخواهد شد. اميد به
آينده رساترين اعتراض ماست. ..............
رپی پایان یافتن مناظرات انتخابی نامزدهای دهمین
دوره ریاست جمهوریکه انصافا کاری ابتکاری
وتازه بود که باعث شدتاشورانتخاباتی دراین دوره بسیار بالا باشدلازم است با نیم
نگاهی به اتفاقات افتاده دراین مناظرات که درنوع خود بی نظیر بودندبه برخی واقعیات
تلخی که وجوددارد اذعان داشته باشیم واقعیاتی ازتفاهم برای خفه کردن نیروهای دلسوز
ومکتبی وکاریتا بیسوادی دربین یرخی
افرادکه خود راسرمایه های نظام می پندارند وازهمه مهمتر دستهای مافیا گونه وثروت
اندوزی که بادست اندازی در بیت المال برای خود واطرافیانشان روزگارمرفهی راطراحی
کرده بودندولی غافل ازاینکه "مکروا ومکرالله والله
خیرالماکرین"وباورنداشتند که خورشید همیشه پشت ابرنخواهدماند اینان می
پنداشتند که می تواننداز سرگرمی مردم به کارهای روزانه خویش استفاده کرده ودرلابی
های پشت پرده خویش تمام این نظام را صاحب شده وبا یک کاسه آب تمام آنچه رابدست
آورده بودند رانوش جان کنندولی غافل ازخداوکارهای باحساب وکتابش وغافل از مردانی
که با خدالابی داشتند نه باپول دوستان و.......
به نظر می آیددراین مناظرات مردم دست خدا دیدند که
چگونه همه اینها را خار کرد وکاررا به جایی رساند کهپدر معنوی اینها(شمابخوانید
آقای هاشمی رفسنجانی بهرمانی) باجسارت
تمام برای رهبری نامه نوشتند واز وضع موجود
گلایه کردند آقای هاشمی ماگلایه داریم گلایه ای به پهنای تاریخ گلایه ای به تعداد
مردان شریفی که در راه اسلام وایران قطعه قطعه شدند به پهنای دل سوزان مادرانی که
هنوز هم چشم به راه تکه استخوانی ازبدن فرزندان خودشان هستند آقای هاشمی آیا اینها عزیز
نبودندکه رفتند؟ولی برخی ( شما بخوانید فرزند آقای هاشمی رفسنجانی بهرمانی)درکوران جنگ به خارج از کشوررفتند تابلکه این
مملکت مهندس هم داشته باشد.
آقای هاشمی چه کسانی جام زهر را به امام
نوشاندنددرحالی که بعد ازعملیات مرصاد امام فرمودند اگرمی دانستم مردم اینگونه در
میدانندهرگزاین قطعنامه را نمی پذیرفتم وحال در این زمان برخی دیگر درمجلس ششم می
خواستند همان جام زهر را به نایب الامام بدهند به دور بر خودتان نگاه
کنیداگربه عینه آنها رانبینیددوستان ویا بزرگترآنها راخواهید یافت و......بگذریم
نمی خواهیم ازدردها وتاریخ بگوییم بعدازگذشت دورانها امروز کسی
مسندامورراکسی غیراز
آقایان بدست گرفته ما نمی گوییم اشتباهاتی نداشته که داشته وبه آنها هم
معترف است ولی ازلحاظ کاری هم شمامعترف باشید که چند برابرتمام دوره ها
کار کردهوچند برابر شماها درخدمت مردم بوده وچند برابر
شماهاساده زیست ومردمی بوده وحتی چندین برابر شماها مکتبی ؟؟!!حال که چنین کسی آمده
همه دست به یکی کردند تا این مرد راازپای بیندازندسه نفر درظاهر وبقیه درپشت پرده
ولی بااراده حق تعالی وباعنایت صاحب الامر تمام نقشه ها به هم خورد وحتی قوانین
ریاضی هم تغییر کرد ویک بزرگتر از سه ویا سه بعلاوه یک(بخوانید آقای هاشمی
رفسنجانی بهرمانی)ویا بیشتر ؛ شد.
"إن الله مع المتقین"
" فاعتبروا یا اولی الابصار "
نوابیسم
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 12:29  توسط حاجی ابراهيم
|
من فراموش نمیكنم در سال 59 در این شهر مریوان، با جمع مردم صمیمىِ اینجا
مواجه شدم و به یك واحد آموزش و پرورش - فكر میكنم یك دبستان بود - رفتیم
و با نوجوانان آنجا حرف زدیم. آن نوجوانان امروز یقیناً مردان میانسالى
هستند. از اینجا با بعضى از افراد خودِ مریوان به مناطق دزلى و دركى - اگر
درست یادم مانده باشد - رفتیم؛ مناطق بسیار حساس، بسیار مهم؛ از لحاظ
طبیعت، بسیار زیبا؛ از لحاظ مردم، بسیار خونگرم؛ اما متأسفانه بر اثر جفاى
دشمنان ملت ایران و دشمنان انقلاب اسلامى، همین مردم خوب، همین منطقهى
خوب، همین كوههاى سر به فلك كشیده و سرسبز، همین دشتهاى خرم تبدیل شده
بود به جهنم درگیرىها و دشمن توانسته بود از برخى مزدوران خود سوء
استفاده كند و آنها را وسیلهاى قرار دهد براى كوبیدن مردم و به طور
بالواسطه و غیر مستقیم، كوبیدن نظام اسلامى و تحقیر ملت ایران.
من فراموش نمیكنم در دزلى مردم با چهرهى باز از ما استقبال كردند. از
دزلى با برادرها خارج شدیم برویم به سمت ارتفاعات مشرف بر سرزمینهاى عراق
- ارتفاعات «تته» - كه مزدوران بدخواهِ حقیرى در بین آن مردم نفوذ كرده
بودند و حضور هیئت ما را به دشمن اطلاع دادند و دشمن هواپیماهایش را
فرستاد. ما در بین راه كه طرف ارتفاعات میرفتیم، دیدیم هواپیماى دشمن عبور
كرد؛ فهمیدیم حادثهاى براى دزلى پیش خواهند آورد. برگشتیم دیدیم متأسفانه
مردم غیر نظامى، مردم كوچه و بازار را بمباران كردند؛ عدهاى را زخمى
كردند، عدهاى را به قتل رساندند. و ما جنازهى شهدا و بعضى از مجروحین را
برداشتیم، آمدیم مریوان.
این خاطرات عبرتآموز است. آن روز همین نظامهاى جهانىِ مدعى حقوق بشر از
همین صدام حسین دفاع میكردند؛ از همین حركات وحشیانه دفاع میكردند. نسل
جوان امروز در كشور ما میداند و بداند، آزمایشگاه دروغ و فریب، آزمایشگاه
خطاهاى بزرگ و جبرانناپذیرِ دستگاههاى مدعى حقوق بشر، همین كشور عزیز ما
و همین مرزهاى غربى این كشور از جمله منطقهى كردستان بوده است.
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مردم مریوان
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 11:40  توسط حاجی ابراهيم
|
این روزها بازار انتخابات وتبلیغات طرفداران آنها بسیار داغه واین
مساله درشهرهای بزرگ نمود زیادی داردازشب گردی های طرفداران وبه وسروکل هم پریدن
گرفته تاشعارهای متعارف ونامتعارف دادن هرچندباید فرمایشات حضرت آقامدنظرقرارگرفته
که این کارها نباید به کینه و
عداوت تبدیل شود .
گذشته ازاین مطالب که نگارنده قصد ارائه گذشته
ازفضای تبلیغاتی موجود ندارد (هرچندبسیار جذاب است ) می خواهیم بربرخی نکات اشاره
کنیم که به نظرمهم می رسد . بدون هیچ تعصب خاصی قطعااین شوروشوق انتخاباتی که حتما
منجربه حضورحداکثری هم میشود مدیون مناظرات تلویزیونی بالخصوص مطالبی که جناب
دکترمحموداحمدی نژادبه عنوان افشاگری ارائه کرده است ، می باشد.
توجه به نوع مطالبی که جناب رئیس جمهوراعلامکرده اندچند فاکتور رابصورت برجسته نمایان می
کند که مابا مرور این مناظرات به آنها اشاره می کنیم :
بارز ترین مساله در که درمناظرات به چشم می آیداتحاد نسبی دیگرکاندیداهاست علت
اینکه بصورت کلی به آن قائل نشدیم بخاطر جناب دکتررضائی است که نگارنده معتقد است
هرچند آقای رضائی دل خوشی ازدولت خدمتگذار ندارد وبر عملکرد دولت نقد واردمی کند
(البته ما برخی نقدهاراغیرمنصفانه می دانیموبرخی دیگرراتاحدودی وارد) ولی به صورت نسبتامنصفانه درمناظرات شرکت می کند
واکثرا در صدداثبات خودشان می باشند وامید به آینده دارند که حداقل ازرتبه سوم
پائین تر نروندونیم نگاهی به رتبه دوم دارندکه به نظر اینجانب حق ایشان است چرا که
ازنظربرنامه ازآقای موسوی سرترند وباآقای کروبی هم قابل مقایسه نیستندبسیارباایشان
فاصله دارند.لذا گفتیم یک اتحاد نسبی بین آنها می باشد که دراکثر مواردباهمند ولی
در برخی مواردغیر متحد.
نقدهای غیرکارشناسانه دولت که علاوه بر اذعان کارشناسان چندین با رحضرت آقا هم
به آن اشاره داشته اند وفرمودهاندکه
خداوند ازاین مورادنخواهدگذشت. ماعلاوه برخیلی از دلایل دلیل عمده این مطلب
راسردرگمی وناچاری این نامزدها و تیمهای اطراف آنها می باشد که می خواهند باتهمت
زدن حداقل فکر چندین نفرازمردم رامشغول کرده ورای آنها رابدزدند
حرف ازدزدی شد وفکرها معطوف به مواردی که جناب احمدی نژاد مطرح کردند میشود
مطالبی که هرچند مردم ازمدتها پیش دربین خودزمزمه می کردندومیدانستند اطلاعات دست
اولی نبود بلکه جزواطلاعات سوخته محسوب می شود؛ حیف ومیل بیت المال توسط کرباسچی ؛
پول گرفتن کروبی از شهرام جزایری؛ مسایل
مالی فرزندان هاشمی وناطق وحتی خود آنها ؛ ورانتهایی که میرحسن موسوی استفاده کرده
وخونهاییکه ایشان به دل امام کرده بودند
چیز جدیدی نیست پس سوال پیش می آید که چرااین شوروشوق به راه افتاده است؟ تنها
جوابی که می توان دادرشیدی ودلیری جناب دکتر محموداحمدی نژادمی باشد که عقده از دل
این مردم باز کرد وحرفی که این مردم می خواستند فریاد کنند با متانت وآرامی بیان
کرد وحصارمقدس مآبی راازدورآنها برچید کسانی که خودرامالک انقلاب ومردم می دانستند
نگارنده چند سال پیش که جناب هاشمی در عرصه انتخابات نامزد شده بودند وآن فضاحتها
رادرتبلیغات خودشان به بارآوردند ودر مقابل میلیونها بیننده گریه کردند ویک جوان
سوسول برگشت به ایشان گفتند که شماره کفششان چند است ؛ گفتم که شمارش معکوس برای
ایشان آغاز شد وایشان راکه جزو سرمایه های انقلاب می دانستند خودشان شروع به خرج
کردن این سرمایه کردند امان ازاطرافیان ناباب ونا محرم!!!!
متاسفانه در مناظره بین آقایان احمدی نژادوکروبی اتفاق افتادکه ازمنظرمن بدترین
صحنه برای آقای کروبی بودکه ایشان در برخی مواردلقب آیت الله یدک میکشد وآن
ندانستن یک قاعده ادبیاتی عرب بود که طلبه های محترم آن رادرسالهای اول ودوم یاد
میگیرند متاسفم که فردی مثل ایشان نباید بدانند ترجمه " الدول الخلیج
العربیه" دولتهای عربی خلیج است نه دولتهای خلیج عربی . البته ما این را به
حساب پیری ایشان می گذاریم ودقیقا به همین خاطر ایشان رامناسب ریاست جمهوری نمی
دانیم وعلاوه بر آن متاسفانه دوروبر یک روحانی را که باید حامی اصلی دین باشد
افرادی گرفته اند که علاوه بر حامی دین نبودن تیشه برریشه دین می زنند افرادی مثل
سروش و......
ماقشری از طلاب از
این عمامه به سرها اعلام انزجار می کنیم
نکته آخر که باید به اشاره کردفضایی است که این روزها برخی ازجمله اطرافیان
آقای موسوی وافراد دیگری مثل آقای قالیباف ایجاد کرده اندوآن القای این حرف که
آقای احمدی نژاد بی ادب است ویا به اعلام اسامی برخی دست اندازان به بیت المال ویا
استفاده کنندگان ازرانتهای دولتی اعتراض می کنند که نگارنده بر این باور است
که"آنکه راحساب پاک است ازمحاسبه چه
باک است " ما متوجه این مساله چیست که چراآقایان با اعلام اسامی برخی دانه
درشتها(که مردم هم می دانستند) به ولوله واظطراب افتاده اند ودائم مصاحبه می کنند
که آقا مگرشماقوه قضائیه هستید ویاچه مجوزی دراعلام اسامی داشتیدآقایان چراشمارا
وحشت گرفته است؟؟؟؟
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 11:39  توسط حاجی ابراهيم
|
رئیس جمهور برای آذری ها از محبت و همدلی
ملت و نثار جان خود در مسیر صیانت از حقوق مردم سخن گفت اما مزد منتخب ملت
فحاشی رقبای متحد در یك شبه مناظره تلویزیونی بود كه چندان هم از سوی
مافیای قدرت و ثروت كه بیش از همیشه از افشای ماهیت خود احساس خطر كرده
اند، دور از انتظار نبود.
به گزارش، سفر محمود احمدی نژاد رئیس
جمهوری و نامزد انتخابات ریاست جمهوری دهم به استان های آذربایجان شرقی و
غربی كه سومین سفر تبلیغاتی او به حساب می آید، حاشیههای جالبی به همراه
داشت كه در پی می آید:
* سفر محمود احمدی نژاد ساعت 8 و پانزده
دقیقه بامداد روز یكشنبه با پرواز هواپیمای بوئینگ 707 هواپیمایی جمهوری
اسلامی ایران بر فراز آسمان تهران آغاز شد و علاوه بر علی سعیدلو،
اسفندیار رحیم مشایی و حمیدرضا بهبهانی كه احمدی نژاد را در دولت همراهی
می كنند، حاج منصور ارضی از مداحان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) و حبیب
كاشانی نیز او را در سفر همراهی كرد.
* احمدی نژاد ساعت 9 صبح وارد فرودگاه
بین المللی تبریز شد و مورد استقبال نماینده ولی فقیه و استاندار
آذربایجان شرقی و جمعی از مسئولان لشگری استان و فرماندار تبریز و تعدادی
از رزمندگان و جانبازان 8 سال دفاع مقدس قرار گرفت و آیت الله حسنی
نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان غربی هم به تبریز آمده بود تا حتما
منتخب ملت را با خود به ارومیه ببرد.
* جمعیت زیادی از اقشار مختلف مردم تبریز
با حضور در محوطه فرودگاه و با در دست داشتن پلاكاردهایی در حمایت از رئیس
جمهور و سردادن شعارهایی مانند "تبریز فقط بیر كلام؛ احمدی نژاد والسلام
"، "محمود احمدینژاد، دشمن تبعیض و فساد " و " یاور رهبر، خوش گلیپسن
تبریزه " به گرمی از احمدی نژاد استقبال كردند و كار به جایی رسیده بود
كه حتی با وجود ممنوعیت، تعدادی از مردم با عبور از حلقه حفاظت خود را به
محوطه پاویون فرودگاه رسانده بودند!
میرحسین موسوی در دوران نخست وزیری خود طی دستورالعمل ویژهای به
ادارات دولتی تاكید كرد؛ رنگهای سرمهای، قهوهای، طوسی، و مشكی در مانتو
شلوار خانم های كارمند و آستین بلند مردان كارمند استفاده شود.
به
گزارش خبرنگار سرویس "فضای مجازی " خبرگزاری فارس، میر حسین موسوی طی
بخشنامه ای در دوران نخست وزیری خود مقررات ویژه ای برای رفت و آمد
كارمندان مرد و زن ادارات ابلاغ كرد .
*متن كامل این بخشنامه به شرح ذیل است:
باسمه تعالی
در جلسات هماهنگی پیگیری رعایت حجاب اسلامی مركب از نمایندگان تام
الاختیار وزارتخانهها و سازمانهای دولتی كه در نخست وزیری تشكیل گردیده
است فرم پوشش به شرح زیر به تصویب رسیده است و جهت رعایت به كلیه همكاران
ابلاغ میشود:
پوشش كامل اسلامی جهت استفاده خواهران كارمند بشرح ذیل میباشد(مانند تصویر)!
الف ـ مانتو و شلوار مدل ساده، گشاد و بلند از پارچه ضخیم و از یكرنگ.
ب ـ مانتو شلوار مورد استفاده از رنگهای سنگین انتخاب گردد. رنگهای سرمهای، قهوهای، طوسی، و مشكی ارجح است.
ج ـ از مقنعه جلوبسته و مدل ساده و یكرنگ و بدون هرگونه تزئین، در
رنگهای كه جلب توجه نكند و تقلیدی از فرهنگ غرب نباشد استفاده شود.
د ـ كفش از مدل ساده با پاشنه معمولی مناسب جهت محل كار با رنگهای مناسب.
هـ ـ جوراب به رنگهای سنگین.
و ـ عدم استفاده از زیورآلاتی كه در شأن خانمهای كارمند نیست و نیز عدم استفاده از هرگونه لوازم آرایش.
*******
پوشش برادران كارمند نیز ساده و معمولی و آستین بلند و آزاد باشد بطوریكه تقلید از فرهنگ غرب نبوده و در شأن آقایان كارمند باشد.
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 11:36  توسط حاجی ابراهيم
|
سردار سعید قاسمی از فرماندهان دوران دفاع مقدس و از اعضای قوای
محمد رسولالله برای اعزام به لبنان، در پاسخ به ادعای میرحسین موسوی در
این زمینه، جهت تنویر افكار عمومی نسبت به واقعیت و ثبت در تاریخ، نامهای
منتشر كرد.
به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری فارس، متن كامل این نامه كه نسخه ای از آن در اختیار فارس قرار گرفته، به شرح ذیل است:
فبشر عباد الذین یستمعون القول و یتبعون احسنه
پس بشارت ده به بندگانی كه به سخن گوش می سپارند و بهترین آن را پیروی می كنند. (زمر 18- 17)
آنچه موجب شد نگارنده قلم بدست گیرد و این مطالب را بنگارد بخشی از
گفتار جناب آقای مهندس میرحسین موسوی در مناظره با جناب آقای دكتر محمود
احمدی نژاد بود كه بشدت قابل تأمل و بررسی است. این نوشتار قطع نظر از فضای انتخاباتی و فارغ از موضع گیری له یا
علیه هریك از دو عزیزی كه در این مناظره روبروی یكدیگر نشستند، تنها دغدغه
اش مخدوش شدن یكی از نقاط عطف بزرگ و در عین حال تاریخ ساز انقلاب اسلامی
و دفاع مقدس بوده و بر اساس همین دغدغه مطالب ذیل را معروض می دارد. جناب آقای موسوی در این مناظره و در نفی آنچه "سیاست خارجی
ماجراجویانه " دولت نهم می نامند یكی از برگ های زرین افتخارات تاریخ
انقلاب و دفاع مقدس را ورق زدند كه اشاره بدان در جای خود مغتنم است اما
روایت ایشان از آن واقعه بزرگ قابل نقد و بررسی است. مقصود واقعه اعزام
قوای محمد رسول الله(ص) به لبنان در خرداد سال 1361 است.
درابتدا برای رعایت امانت گفتار جناب موسوی را نقل می كنیم. ایشان
فرمودند: "من جا دارد كه یك خاطرهای از حضرت امام در اینجا نقل كنم یك
موقعی اسرائیلی ها آمدند و حمله كردند به جنوب لبنان و در داخل كشور همه
به این اتفاق رسیدند كه ما باید نیرو بفرستیم و به اصطلاح اسراییلی ها را
بیرون و كنار لبنانی ها بجنگیم. همه متفق بودند. آن موقع "شهید همت " هم
قرار شد كه رئیس لشكرهایی باشد كه قرار بود بفرستند. نیروهایی را هم
پیشاپیش اعزام كردند كه در لبنان بررسی كنند این نیروها در كجا مستقر
بشوند. آن شبی كه فردایش قرار بود نیروها فرستاده بشود، بیاد دارم كه جلسه
رؤسای سه قوه بود و شهید همت هم آمده بود. مرحوم حاج احمدآقا هم آمدند و
گفتند كه امام فرمودند "راه قدس از كربلامی گذرد " یعنی شما بپردازید به
جنگتان، چكار دارید به لبنان كه نیرو بفرستید به آنجا. " البته این جای بسی خوشحالی دارد كه یكی از مسئولین عالیرتبه اجرایی
كشور دردهه 60،(و البته ناخواسته) بالاخره حاضر شد پس از سالها یك اجماع
نانوشته درباره سكوت در اینباره به این بخش از تاریخ دفاع مقدس اشاره نمود
و برای اولین بار پس از 27 سال آن را از بایگانی تاریخ برآورد،هرچند برای
یك مناظره انتخاباتی. پیش از پرداختن به گفتار مهندس موسوی ضروری است تا قدری به اصل
ماجرا پرداخته شود تا ذهن مخاطب با موضوع آشنا شود سپس به نقد وبررسی این
گفتار خواهیم پرداخت. اما اصل ماجرا:
* لبنان سرزمین بیدفاع
بیست و هفت سال پیش از این در روز پنجم ژوئن 1983 برابر با پانزدهم
خرداد ماه 1361 و درست دوازده روز پس از فتح عظیم خرمشهر در عملیات "الی
بیتالمقدس " كه از نظر استراتژیست های جهانی به مثابه شكسته شدن ستون
فقرات ارتش بعث صدام حسین تكریتی تلقی شد، رژیم صیهونیستی طی عملیاتی تحت
عنوان " صلح برای الجلیل " خاك لبنان بیدفاع را از زمین، هوا و دریا را
مورد هجومی سرتاسری و همه جانبه قرار داد.
طرح عملیات تهاجمی چنین بود كه نیروی هوایی رژیم صیهونیستی IAF،310
فروند جنگنده شامل انواع فانتوم F-4ایگل 15-F و فالكنF-16 و همچنین
جنگندههای "كفیر " ساخت اسرائیل را در كنار 7 لشكر از 9 لشكر زرهی
نیروهای زمینی اسرائیل را كه بوسیله 4 تیپ ویژه و نیرو مخصوص "گولانی "،
"گیوعاتی "، "ناخال " و "تزانهانیم "(چترباز) تقویت شده بود را سامان داده
بود، به انضمام تمامی ناوگان دریایی ارتش صیهونیستی. تهاجم زمینی در چهار
محور عملیاتی از جنوب لبنان آغاز شد و قرار بود تا قلب بیروت پیش تازد و
با تصرف بیروت كار را به اتمام رساند و این یعنی تصرف دومین پایتخت اسلامی
پس از قدس شریف بدست صیهونیستها.
جالب آنكه اسرائیل از حیث زمانی، هنگامی حمله را آغاز كرد كه جهانیان
سرتا پا سرگرم خیمه شببازی بازیهای جام جهانی فوتبال در اسپانیا بودند و
لذا اسرائیل از این غفلت جهانیان به خوبی سود جست (آنچنانكه بیست و چهار
سال بعد در هنگام جام جهانی فوتبال 2006 هجوم به غزه و لبنان را سامان
داد).
ارتش صیهونیستی توانست در مدت یك هفته در چهار محور عملیاتی به بیروت رسیده و آن را به محاصره كامل خود در آورد.
آنچه در این میان شگفتآوربود، سكوت معنادار كشورهای عربی در برابر
تجاوز اسرائیل به لبنان بود. در توضیح این مهم باید متذكر شد كه درجهت
فراهم شدن امكان هجوم غافلگیرانه به لبنان، "مناخیم بگین " در یك پیمان به
كلی محرمانه، از "حسنی مبارك " رئیس جمهور مصر تعهد گرفت كه در صورت
جابجایی سه لشگر زرهی ارتش صهیونیستی در صحرای سینا به شمال فلسطین جهت
حمله به لبنان، جمهوری عربی مصر، هیچگونه تحرك نظامی حتی در حد شلیك یك
گلوله انجام ندهد.
در عربستان نیز، این مهد سنتی ارتجاع عرب نیز با توجه به حضور "ملك
خالد " به عنوان پادشاه حكومت سعودی، فردی كه امكان داشت پس از آغاز
تهاجم، به دلیل گرایشات ناسیونالیستی خود، واكنشی ولو هرچند ضعیف مغایر با
منافع آمریكاییها انجام دهد، در روزهای آغازین حمله به نحو مشكوكی مرد و
ولیعهد "فهد " به مثابه عنصری به شدت نزدیك به آمریكا زمام پادشاهی
ثروتمندترین كشور عربی شرق میانه را بر عهده گرفت "مضاف بر آنكه دولتهای
عربی در تهیه دستور كار اجلاس كنفرانس سران عرب، هم و غم خود را در حمایت
هر چه بیشتر از "صدام " و حفاظت دروازه شرقی جهان عرب را در برابر "خطر
ایران خمینی " مصروف كردند.
................
آن چه پيش رو داريد گزيدهاي از سخنان حضرت آيت الله مصباح يزديدر دفتر قم مقام معظم رهبري است كه در تاريخ 09/02/88 ايراد کردهاند:
فروتنی
در جلسات گذشته درباره عبارتهای « مَنْطِقُهُمُ الصَّوَابُ وَ
مَلْبَسُهُمُ الِاقْتِصَادُ » مطالبی بیان شد. اما از دیگر صفات شيعيان يا
متقين اين است که: مشي و راه رفتن آنها متواضعانه است: «وَ مَشْيُهُمُ
التَّوَاضُعُ ». اکنون پرسش این است: در چه ابعادي باید از اين موضوع صحبت
کنيم؟ چرا حضرت در اینجا تواضع را به «مشي» نسبت دادهاند؟
«تواضع» يعني فروتني. یعنی اینکه آدمی کوچکي خود را درک کند و فروتن
باشد، در برابر تکبر و بزرگي کردن. حال، ممکن است این حالت در راه رفتن،
در سخن گفتن و حتی در رفتارهاي ديگر باشد؛ اما میبینیم که در اينجا به
راه رفتن نسبت داده شده است. به نظر میرسد، نکتهاش اين است که بيشترين
حالتی که جلوههاي تواضع و نیز تکبر در آن ظهور ميکند، راه رفتن انسان
است. البته از کيفيت سخن گفتن هم پيداست یا ساير رفتارها هم ميتواند
نشانهاي از تواضع يا تکبر را داشته باشد، اما آنچه از همه ظاهرتر است و
با يک نگاه میتوان تواضع یا تکبر کسی را حدس زد، همين راه رفتن او است.
در قرآن کريم درباره «مشي»، دو آيه داريم. خداوند در سوره اسراء، تعدادي
از حکمتهاي خود را براي پيغمبر اکرم(ص) بيان فرموده که بعضي از آنها
ايجابي و بیشتر آنها نیز سلبي است. خداوند ميفرمايد: « وَلاَ تَمْشِ فِي
الأَرْضِ مَرَحًا إِنَّكَ لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ
الْجِبَالَ طُولاً * كُلُّ ذَلِكَ كَانَ سَيٍّئُهُ عِنْدَ رَبِّكَ
مَكْرُوهًا »1؛ اين حکمتها را خداي متعال در شب معراج به پيغمبر اکرم(ص)
وحي فرمود، ازجمله اينکه در روي زمين به صورت «مرح» راه نرو.
سرمستی
«مرح» واژهاي است که ما در فارسي معادل آن را نداريم. یعنی بايد با
چند لفظ، بار معنايي آن را بيان کرد. به نظر میرسد، «مرح» معناي شدت سرور
و فرح را دارد؛ اما بهترين واژهاي که در فارسي بتواند اين حالت را منعکس
کند کلمه «سرمستي» است. گاهی در قرآن از «فرَح» و «فرِح» بودن نکوهش شده
است. البته مراد، مطلق شادي و حتی مطلق شاديِ مذموم نيست. بلکه منظور، آن
حالت شادي افراطي است که توأم با غفلت است و آدم را از خدا و ياد خدا و
حقايق غافل ميکند. بنابراین، بهترين واژهاي که میتواند به درستی اين
حالت را بيان کند، کلمه «سرمستي» است. و به راستی که يک آدم سرمست است که
به هيچ چيز توجه و اعتنا ندارد. اين معنا در مرح تضمين شده است. شاهد هم
اين است که وقتي در آن آيه خطاب به پيغمر اکرم(ص) ميفرمايد: « وَلاَ
تَمْشِ فِي الأَرْضِ مَرَحًا »، سپس اين جمله را اضافه ميکند: « إِنَّكَ
لَن تَخْرِقَ الأَرْضَ وَلَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولاً ». این عبارت در
مقام تعليل است؛ یعنی ما ميگوييم به حالت «مرح» راه نرو، براي اينکه تو
نه از نظر طول به کوهها ميرسي و نه از نظر قدرت و قوت ميتواني زمين را
بشکافي!
مختال فخور
همچنین، در سوره و آیهای دیگر، حضرت لقمان به فرزندش ميفرمايد: «
وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا »2، و در ادامه میفرماید: « إِنَّ
اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ ». یعنی، متکبرانه راه نرو؛
براي اينکه خداوند آدم متکبر و فخرفروش را دوست نميدارد. پيداست که در
معناي « وَلَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا » معناي تکبر تضمين شده است.
یعنی «مرح» با « إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ »
مناسبت دارد.
بنابراین، پيداست که حالت تکبر و تبختر، در راه رفتن خود را نشان
ميدهد. آنجا که آدمي گردنفرازانه راه ميرود، گويا ميخواهد به اندازه
کوهها بلند شود، ميگويد: هر قدر خودت را بکشي به اندازه کوه نميشوي: «
إِنَّكَ ... لَن تَبْلُغَ الْجِبَالَ طُولاً » و آنگاه که قدمها را محکم
به زمين ميزند و متبخترانه راه ميرود، ميگويد: اينقدر که به خودت باد
ميکني و مینازی، زمين را که نميتواني بشکافي! براي چه اينقدر پايت را
روي زمين فشار ميدهي؟
بنابراین، به کسی که از روي تکبر، گردنفرازانه راه برود و به خود فشار
بياورد، ميفرمايد: «لَا تَمْشِ فِي الْأَرْضِ مَرَحًا »، اما در برابر
این رفتار، از ویژگیهای شیعیان اين است که: «مَشْيُهُمُ التَّوَاضُعُ»،
یعنی متقين گردنفرازانه راه نميروند؛ بلکه متواضعانه گام برمیدارند و
چون کسی به آنها مینگرد، ميفهمد که در وی نشانی از تکبر، فخرفروشي،
سرمستي و غرور نیست..................